رفت 6:

+چشم دلم افتاد به اعجاز خداوند
به شش گوشه معشوق!
خدایا تو بگو این منم آیا ؟
که سراپا شده ام محو تمنا وتماشا
فقط این را بنویسید :
رسیده است لب تشنه به دریا....
دلم آزاد شد از همهمه دور
از همه مدهوش
غم وغصه فراموش
در آغوش پسر فاطمه , آرام سرانجام گرفتم.....

السلام علیک یا ساقی العطشا , , السلام علی اشجع الناس....
+ عطش و عشق هم وزن هم اند , عباس؛ چه بسا اگر تشنگی نبود عشق بی معنا بود .
+ آبی که مهریه مادر باشد و به وراث نرسد که آب نیست ، آبی که انسانیت را زیر سوال ببرد که آب نیست ، آبی که راه حق راببندد که آب نیست ، آبی که علقمه ساز باشد که آب نیست و نیست ، این آب وسیله ایست برای آزمودن علمدار حسین(ع) و چه خوب امتحان پس میدهد پسر ام البنین.
+عجب دوراهی است این بین الحرمین با دوراهی ها وچند راهی های دنیا فرق دارد اصلا جنسش آسمانی ست به هرطرف که بروی سعادت است .....اینجاست که عاشق ات می کنند.
+غروب روز جمعه شام ولادت علی بن موسی الرضا(ع) بین الحرمین بودن عجب صفایی دارد با کمی حسرت ،غروب روزهای جمعه همینطوری دلگیر هست چه برسد کربلا باشی و ولادت ثامن الحجج باشد و از این دورها به امضا کننده ویزای کربلایت سلام بدهی وبغض کنی و نمی دانم شاید هم شکر.+نمی دانم چه حس عجیبی است در حریم سقا یک نیروی ماورایی تو را بسوی حریم ارباب می برد؛ همان حسینی که علمدار نتوانست خود را به او برساند ؛ همان تو را گوید : حسین را دریاب ....
درست است که تمام گره های بازناشدنی زندگی را با دستهای بریده اش توان باز شدن است ، اما تو را به نماندن ونخواستن دعوت می کند ، سقا ی حسین همه چیز را برای حسین میخواهد حتی باز کردن گره های زندگی ات را دوست دارد به اسم حسین بنویسی ،چقدر وفا دار است این بشر؛ همه چیز را برای حسین می خواهد.
+ یا کاشف الکرب عن وجه الحسین ...
نام حسین(ع) بردن در جوار ابوفاضل مثل آب است روی آتش ... دل عباس را نلر زان
+ حسین(ع) ذاتا خورشید است و ابو فاضل قمر این کهکشان که قال الله تعالی : " لاتدرک الشمس ان ینبغی لها قمر "
آری حتی اگر به ظاهر فاصله ای باشد به طول بین الحرمین ؛ برای تصدیق این آیه ، اما ما می دانیم که اگر وصال شمس و قمر نبود سنگ روی سنگ بند نمی شد ، که اگر وصال نبود کربلا نبود.....

بسم الله الرحمن الرحيم