شهدا شرمنده ایم ...

وما هنوز ،در آه رسیدن

و در مجال ماندنیم

وما هنوز در ماندابی خویش ،مانده ایم......

ما تبعیدی ها

که این قدر مرده به دنیا می آییم

و حریصانه

خون نابالغ خویش را درو می کنیم

تا چند جرعه بیش تر از دیگران

زمین را ببلعیم

ما تبعیدی ها

که سال به سال

شماره شناسنامه هامان

کم و زیاد می شود

ما تبعیدی های بی شناسنامه

بی هویت

ماتبعیدی ها که

                    باج میگیریم

                                 تا برج بسازیم

                                               باج می دهیم

                                                             تا به برج ها ، راهمان بدهند

                                                    بی آنکه بدانیم

                          خشت خشت این برج ها

            روی نام فرشته ای است

 روی نام شهید.....

منبع : از نام ها خبری نیست (اشعار مریم سقلاطونی)


+ دیوار ، دیوار ، دیوار ...

می ترسم دیوارها آنقدر بالا بروند که حتی دیگر خواب هیچ شهیدی را هم نبینیم.... وصدای گریه های نیمه شب هیچ پیرزنی را نشنویم که هنوز که هنوز است کوچه را آب و جارو میزند تا پسرش بیاید

دیوار ، دیوار ، دیوار...

می ترسم تکنولوژی و مدرنیته و زمان آنقدر مارا سرگرم  خود کند که یادمان برود روزی گورستان هایمان شلوغ تر بودند از زایشگاه ها ....می ترسم آنقدر بین ما و جوان های دو سه قرن پیش تر دیوار بچینند که  ندانیم برای آنها حجت حرف امامشان بود .....آنقدر دیوار بچینند که یادمان برود همه یشان یک دسته بودند ویک حزب و هدف شان یکی بود ! "جنگ جنگ تا پیروزی "

میترسم آنقدر بین ما و آنها و دیانت مان فاصله افتاده باشد که دل امام مان خون باشد از کارهایمان...

"الهی و ربی اهدنی صراط المستقیم "

اللهم ارزقنی...

گفتم به خدا بین دعایم

که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

همان جا که دل از سوز فراغش شده بی تاب

همان جا که زده دست به دامان زمین خوشه مهتاب

زیارتگه زهراست!

عبادتگه موسی است
دخیل حرمش حضرت عیسی است
و زیباست خدا محو تماشاست
که یک سو حرم شاه و یک سو حرم حضرت سقاست
مکانی که در آن عشق زند موج

همان جا که زند پر به هوایش دل من هر دم و هر شب

+از آن روزی که رفتم کربلا چشـــــــــــــــــــــــــم انتظارم

+اعیاد مبارک

------------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت :حضرت امام جعفر صادق می فرمایند : ماصابریم و شیعیان ما صبورتر، چرا که ما بر آنچه می دانیم صبر میکنیم و شیعیان ما بر آنچه نمی دانند !

(اجر صابران در راه خدا با حضرت حق....علی الخصوص آنانی که چشم انتظار شش گوشه اند)

+این روزها


دیــــــــــــــــــــر آمدی موسی !

                           دوره اعجاز ها گذشته است

                                  عصایت را به چارلی چاپلین هدیه بده ......

                                                                          تا کمی بخندیم  !

(شمس لنگرودی)


http://setademan.ir/files/Content/1/23.jpg

**باز می گویند فردای دگر          صبــــــــر کن تا دیگری پیدا شود

کاوه ای پیدا نخواهد شد ، امید                    کاشکی اسکندری پیدا شود

باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهــــــــــی....

یک وقت هایی می طلبد که خودت باشی و خودش ! تنهای تنها

گوشه ای دنج را انتخاب کنی که نه ازتوست نه از دیگری بلکه از اوست و مهمان خوان نعمتش شوی و تنهای تنها برایش بگویی و او بشنود .......و همین قدر بس بود مرا که سبک تر شدم از بغض هایی که نمی دانستم کجا بریزمشان

می گفت: شما دو روز در خانه خداوند متعال می نشینید برای اینکه خدا یک روز به شما امر کند که روز سوم را باید در خانه ام محبوس بمانی....اعتکاف یعنی به اشاره او آمدن و به امر او رسیدن و به اذن اورفتن... میگفت : توقع نداشته باشید از این در که بیرون رفتید همه چیز به کام تان نشود نه اگر به همین یک نگرش از امام حسین (ع) هم برسید که فرمودند : " الهی رضا برضاک " برای همه عمرتان بس است .... آدم ها هرچه مقرب تر شوند ، درد و رنج هایشان هم قریبتر می شود چرا که گفته اند : " البلاءُ لِلوَلا " خودتان را آماده کنید برای امتحان هایی که هرکدامشان به سختی المپیادها ، و نه سخت تر است ، اینجا که آمدی یعنی من جز تو را نمی خواهم ...به حرف که نیست باید اثباتش کنی

گفت پیغمبر اگر کوبی دری          عاقبت زان در برون آید سری

یعنی نه نتها رسیدن و دریافت نعمات خدا و آرزوهایمان  دلچسب است بلکه کوبیدن دری که قفل اش زنگار بسته باشد هم شیرین تر از اولی است و چه لذتی دارد باز شدن این قفل زنگاری پوسیده وقتی همه راهها را برویت می بندند.

+ گفت آنچه یافت می نشود آنم آرزوست....

می گفت :وقتی انسان مصلحت خود را نمی داند برای چه دعایی کند که عاقبتش را نمی داند.... بگو راضیم به رضای تو

من صحیفه سجادیه  را ورق زدم و زمزمه کردم در حق مادر و پدر دعا داشت تا در حق دشمن ، که زیبا خواسته هایی بود از امام رحمت

دعای 24: خدایا مرا چنان کن که نیکی پدر ومادرم را در حق خودم بسیار بینم و اگرچه اندک  باشد و نیکی خود در حق آنان را اندک بینم اگر چه بسیار بود.

دعای 28: دانسته ام که نیاز خواهی انسان نیازمند از نیازمندی دیر نشانه کم خردی و کج اندیشی است

دعای22 : مرا از کسانی قرار ده که هنگام آسودگی ، تو را مخلصانه می خوانند، آن سان که بیچارگانت هنگام درماندگی

دعای 54: خدایا اعتماد و امید من در همه کارها به توست ، پس برای من چیزی را مقرر کن که سرانجامش از همه نیکوتر است

.

.    

"آمین یارب العالمین


افسران - خانه دوست کجاست؟

+ تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو می گوید

   ترا در بیکران دنیای تنهایان

  رهایت من نخواهم کرد

  رهاکن غیر من را ،آشتی کن با خدای خود

   توغیر من چه می جـــــــــــــــویی ؟

   تو با هر کس به غیر از من چــــــــــه می گویی ؟

   تو راه بندگی طی کن عزیزا ......... من خـــــــــــــــدایی خوب میدانم

  بجو ما را  ،  تو خواهی یافت 

  که عاشق میشوی برما و عاشق میشوم بر تو که وصل عاشق ومعشوق هم ،

آهسته می گویم  :      خــــــــــــــــــــــــــــــدایی عالمی دارد !

(قال الله تعالی : من طلبنی وجدنی و من وجدنی عشقنی  ومن عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من ...)

+تمام عبادات ما عادت است                به بی عادتی کاش عادت کنیم

چه اشکال دارد پس از هر نماز               دورکعت گلی را عبادت کنیم

رعایت کن آن عاشقی را که  گفت:          بیا عاشقی را رعایت کنیم

لایق بوده باشم به رسم مادرمان فاطمه الزهرا (س) {" اَلجار ثـُمَ دار " را میگویم برای تک تک تان مغفرت و عاقبت به خیری + کربلایی شدن  را خوهان شدم ، امید است که اجابت شود}


(+ اندکی بود از آنچه در آن سه روز شنیدیم ، قصور این جانب را در بدفهمی و بد قلمی ببخشید )



یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است...

از حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت شده که ماه رجب ماه خداست و شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من. ماه رجب ماه استغفار امت من است.پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است.

ماهی که ابتدایش با ولادت پنجمین هادی خاندان آل محمد است ماهی  که تلاوت اولین کمیل اش مساوی است با شب آرزوهای دور و دراز و بعدترش می شود ولادت جواد امام رضا جان و چند روز بعدش کعبه می شکافد برای قدوم فرزند  فاطمه بنت اسد ، که همزمان با ولادت امیرامومنین(ع) می بایست عزلت کرد در گنجی که خانه رب است و ندای یارب  یا رب یارب سر داد...ماهی که انتهایش بعثت خاتم انبیا (ص) است که یعنی انتهایش همان ابتدای اسلام است....

انشاالله پاک شوم بعد از این روزها و شب های عزیز


*سلامتی همه بابا ها که تنها فرد اجتماع بزرگی به نام خانواده اند که دخترانشان را می فهمند....

سلامتی بابایی که قدر تمام زندگی ام دوستش دارم ...اما هیچ گاه فرصت نکردم که بازبان بی زبانی شاید به او بگویم که برایم چقدر عزیز است

                                           *پدر عزیزم روزت مبارک *